قاتل زنجیرهای من p
قاتل زنجیرهای من ⛓️🩸(۸p)
تااینکه تهیونگ بلند شده دستشو گرفت برد سمت میز خودشون امروز به سختی تونستم النا رو راضی کنم پس سریع ا/ت نشوندم روی میز که ا/ت لب زد
+اینجا چیکار میکنی چرا جایی النا نشستی ؟*اروم ،*
_هیس برای همیشه اینجا نشستم الان استاد میاد پس هیس *اروم ، جدی *
بعد از حرفش استاد وارد شده شروع کرده معرفی درس دادن تا اینکه زنگ خورد تهیونگ دست ا/ت رو گرفته برد سمت غذا خوری روی میزی نشستن تا اینکه لب زد
_ خب امروز با لی جینهو ملاقات داشتی درسته *جدی،عصبی *
+..ا..م .. آره... چطور ؟*استرس،ترس *
_اوم خوبه چی گفته بهت ؟*جدی *
+بهم اعتراف کرده همینه منم ردش کردم *آروم *
_[تو دل خودش امروز کارت تمومه لی جینهو ]
+تهیونگ خوبی چیشده؟
_اهوم خوبم تو کدوم درس مشکل خوردهی که باهام کار داشتی هوم *اروم ، مهربان*
+.....[درحال توضیح همون درس ادمین حوصله توضیح نداشت پس خودتون هر کتابی که دوست داری تصور کنی ]
همینجوری داشتن حرف میزدن متوجه گذشته زمان نشدن تا اینکه زنگ خورد بلند شدن به سرعت زنگ گذشته تهیونگ تو راهرو دانشگاه لی جینهو رو دید چاقو رو برداشت رفت سمتش چاقو رد از پشت فرو تو کمرش هی تکرار کرد تا اینکه متوجه شده جینهو مرده سریع لباس هاشو صورت شو تمیز کرده رفت سمت پله ها که یادش افتاده دوربین ها رو پاک کرده تا هیچ آساری نباشه با آرامش رفت پایین همینجوری داشت می رفت ا/ت رو دید که منتظرش رفت سمتش لب زده
_ا/ت چرا نرفتی خونه *لبخند، مهربون *
+ام خواستم بگم میشه منو برسونی *آروم ، خجالت *
دست ا/ت رو گرفت نشوند تو ماشین حرکت کردن به خونه ا/ت بعد از اینکه دید ا/ت خونه راه افتاد به سمت خونش تا استراحت کنه به تکالیف دانشگاه برسه رسید خونه پیاده شده رفت تو خونش در رو باز کرد کتش رو آویزان کرد رفت سمت پله ها بالا رفت همینجوری داشت می رفت که صدای در بلند شده .....[ادامه دارد]
سلامم پرنسس ها
برای پارت بعد شرط ها [ بازنشر:۲،لایک:۱۶،کامنت:۸]
شرط ها رسید پارت بعد رومی زارم اگه نرسید بازم میزارم✨️🍓
تااینکه تهیونگ بلند شده دستشو گرفت برد سمت میز خودشون امروز به سختی تونستم النا رو راضی کنم پس سریع ا/ت نشوندم روی میز که ا/ت لب زد
+اینجا چیکار میکنی چرا جایی النا نشستی ؟*اروم ،*
_هیس برای همیشه اینجا نشستم الان استاد میاد پس هیس *اروم ، جدی *
بعد از حرفش استاد وارد شده شروع کرده معرفی درس دادن تا اینکه زنگ خورد تهیونگ دست ا/ت رو گرفته برد سمت غذا خوری روی میزی نشستن تا اینکه لب زد
_ خب امروز با لی جینهو ملاقات داشتی درسته *جدی،عصبی *
+..ا..م .. آره... چطور ؟*استرس،ترس *
_اوم خوبه چی گفته بهت ؟*جدی *
+بهم اعتراف کرده همینه منم ردش کردم *آروم *
_[تو دل خودش امروز کارت تمومه لی جینهو ]
+تهیونگ خوبی چیشده؟
_اهوم خوبم تو کدوم درس مشکل خوردهی که باهام کار داشتی هوم *اروم ، مهربان*
+.....[درحال توضیح همون درس ادمین حوصله توضیح نداشت پس خودتون هر کتابی که دوست داری تصور کنی ]
همینجوری داشتن حرف میزدن متوجه گذشته زمان نشدن تا اینکه زنگ خورد بلند شدن به سرعت زنگ گذشته تهیونگ تو راهرو دانشگاه لی جینهو رو دید چاقو رو برداشت رفت سمتش چاقو رد از پشت فرو تو کمرش هی تکرار کرد تا اینکه متوجه شده جینهو مرده سریع لباس هاشو صورت شو تمیز کرده رفت سمت پله ها که یادش افتاده دوربین ها رو پاک کرده تا هیچ آساری نباشه با آرامش رفت پایین همینجوری داشت می رفت ا/ت رو دید که منتظرش رفت سمتش لب زده
_ا/ت چرا نرفتی خونه *لبخند، مهربون *
+ام خواستم بگم میشه منو برسونی *آروم ، خجالت *
دست ا/ت رو گرفت نشوند تو ماشین حرکت کردن به خونه ا/ت بعد از اینکه دید ا/ت خونه راه افتاد به سمت خونش تا استراحت کنه به تکالیف دانشگاه برسه رسید خونه پیاده شده رفت تو خونش در رو باز کرد کتش رو آویزان کرد رفت سمت پله ها بالا رفت همینجوری داشت می رفت که صدای در بلند شده .....[ادامه دارد]
سلامم پرنسس ها
برای پارت بعد شرط ها [ بازنشر:۲،لایک:۱۶،کامنت:۸]
شرط ها رسید پارت بعد رومی زارم اگه نرسید بازم میزارم✨️🍓
- ۴.۰k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط