دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..
ودلم تشنه ترین تشنه ی آهی پرتاب ...

من و دل در ته این کوچه ی بن بست گُمیم ..
مثل یک قطره که باریده به یک نهر پر آب ..

تن من مرده ترین زنده ی این شهر شب است ..
برسان فاتحه بر من که مباح است و ثواب ..

شب من معنی یک ظلمت محض است رفیق ..
پشت کردی به من و شب شد و من خانه خراب ..

لحظه هایم همه در خاطره ات می گذرند ..
خاطراتی که از آن نیست مرا دیده به خواب ..
دیدگاه ها (۱)

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

پارت ۸کاور جدید رمان ام)))                           مجسمه. ...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است.. و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

محمد زهری

گر چه از عشق فقط لطمه زدن را بلدیمگر چه چندی است که بی روح ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط