#حکایت ساعد مراغه ای از نخست وزیران دوران پهلوی نقل کرده

#حکایت ساعد مراغه ای از نخست وزیران دوران پهلوی نقل کرده بود:
زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم…
اما وی با بی اعتنایی تمام سری جنباند و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلانی کنسول است؛ تو نایب کنسولی؟!»
گذشت و چندی بعد کنسول شدیم و رفتیم پیش خانم؛ آن هم با قیافهایی حق به جانب…
باز خانم ما را تحویل نگرفت و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلانی معاون وزارت امور خارجه است و تو کنسولی؟!»
شدیم معاون وزارت امور خارجه؛ که خانم باز گفت «خاک بر سرت؛ فلانی وزیر امور خارجه است و تو…؟!»
شدیم وزیر امور خارجه گفت «فلانی نخست وزیر است… خاک بر سرت کنند!!!»
القصه آنکه شدیم نخست وزیر و این بار با گامهای مطمئن به خانه رفتم و منتظر بودم که خانم حسابی یکه بخورد و به عذر خواهی بیفتد.
تا این خبر را دادم به من نگاهی کرد؛ سری جنباند و آهی کشید و گفت:

"خاک برسر ملتی که تو نخست وزیرش باشی"
دیدگاه ها (۳)

#حکایت ️نلسون ماندلا که رییس جمهور آفریقای جنوبی بود برای نه...

اهمیت سیر و پیاز در مصر باستان به حدی بود که تاریخ طبیعی پلی...

#حکایت حدود یک قرن پیش دولت بریتانیای کبیر برای تامین نیرو د...

دختره پست گذاشته: اسمم را روی غنچه نوشتم، باز شد 🌷رو درخت نو...

هوچی گرهای مجلسی باز عقلشان از کار افتاده رسایی به کجا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط