خودم رو میبینم ، سرم روی بازوته و فکر میکنم چه بهتر شده ح

خودم رو میبینم ، سرم روی بازوته و فکر میکنم چه بهتر شده حالمون حالا که داریم همو ؛
تو رو هم میبینم ، دستت غرق شده توو موجِ موهام و قدرِ تک تکِ ثانیه های کنار هم بودنمون رو میدونی ...
خودم رو میبینم ، با دقت رنگِ چاییتو نگاه میکنم که نکنه زیادی پر رنگ یا کم رنگ باشه ؛
تو رو هم میبینم ، رو به روی تلویزیون نشستی ، امّا همه حواست پیِ منه و نگاه نمیکنی فیلمِ موردِ علاقتو به جاش زیر لبی قربون صدقه ی چای ریختنم میری ...
خودم رو میبینم ، با یه عالمه گلایه از دنیا دارم زیر لب به خدا غُر میزنم و یه عالمه بغض تنگ کرده راه نفسامو ؛
تو رو هم میبینم ، میای سفت بغلم میکنی و میگی : بغض و نِق بسه بچه ، گریه کن یه کم سبک شی ...
خودم رو میبینم ، کنارت توو یه فاصله ی چند سانتی یه جوری که گرمیِ نفساتو حس میکنم رو گونه م ؛
تو رو هم میبینم ، میبینم که فاصله ی لبات و پیشونیم به صفر میرسه و مُهرِ عشق و احترام میذاری رو پیشونیم ...
من ، خودم رو میبینم ،
تو رو هم میبینم ...
من ، ما رو میبینم ،
میبینم بی هم اکسیژن کمه برامون ؛
میبینم لحظه هامون جفت باهم پیش میره ؛
میبینم نمیتونی بی من ، گیجی انگار ...
میبینم چشمات نمیبینه جز من رو !
من ، ما رو میبینم ؛
من ، همه ی این چیزارو اگه فکرت بذاره بخوابم ، توو خواب میبینم ...
تو نباشی من خیلی کم خوابم ...
واقعی باش پیشم یه کم ،
خوشبختی های تووی خواب که موندنی نیستن ،
تو موندنی شو پیشم یه کم ...

#مهسا_امیری_راد
#موندنی_شو
دیدگاه ها (۶)

کاش یک موج رادیو همیشه روی صدای تو بود ...

| تماشای درخت خرمالو از پشت شیشه ها |اواخر پاییز بود ، هوا ک...

پنجشنبه ها دلهاحرفِ خصوصی می خواهندحرفی بیشتر از یک احوالپرس...

از آدمها که می‌بُرم، دیگه بهشون پیام نمیدم، دیگه خبر نمیگیرم...

یه غم سنگین تو وجودمه، با اشک تموم نمیشه با مشغول کردن خودم ...

میگن اشتباه جلد بوم عشق تو شدمما که از رو نمیریم والا از رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط