هر بار دل شکست و خطا را بهانه کرد

هر بار دل شکست و خطا را بهانه کرد
"خلوت نکرده رفت" و حیا را بهانه کرد

انگار داشت واهمه پا گیر او شوم
تقدیر و خط و کار خدا را بهانه کرد

مردُم برای او سندیّت نداشت ولی
هی حرف های بی سَرِ پا را بهانه کرد

ماندم چگونه قصه ی او باورم شود
یک قصه ساخت نذر و ادا را بهانه کرد

هر شب دلش برای کسی می تپید و باز
پیشم که بود سوز هوا را بهانه کرد
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۲)

شروع ✨کامیل که هنوز سر پا بود قدم هاشو سریع برداشت و خودشو ب...

هر بار دل شکست و خطا را بهانه کرد"خلوت نکرده رفت" و حیا را ب...

هر بار دل شکست و خطا را بهانه کرد"خلوت نکرده رفت" و حیا را ب...

هر بار دل شکست و خطا را بهانه کرد"خلوت نکرده رفت" و حیا را ب...

هر بار دل شکست و خطا را بهانه کرد"خلوت نکرده رفت" و حیا را ب...

باران گرفت و قصه ی دریا شروع شدتکبیرهای جنگل و صحرا شروع شدب...

#تلنگرجوانی را دیدم ک دلش پر بود از محبت خدااهل #نمازو ذاتش ...

” پرچــم صلـحیست میان شـــورش این همـــه فکر . . . دمدمی...

وقتی جفتشون عاشق یه دختر میشن p50

زیر لب زمزمه کرد: کی همچین جونوری شدی؟ محمد غش غش خندید: من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط