🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥

🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥



#ازدواج_اجباری


پارت 8


از زبان ا.ت:
جیمین رفت . باورم نمیشه قراره با این وضعیتم اینهمه کار انجام بدم ولی چاره دیگه ای نداشتم.

(پرش زمانی به زمان عروسی)
از زبان ا.ت:
با اینکه پر*یود بودم ولی همچی رو به خوبی انجام دادم . عاقد اومده بود تا عقد جیمین و میا رو بخونه نمیدونم چرا ولی بغضم گرفته بود.

عاقد: خانم کیم میا آیا آقای پارک جیمین رو به همسری قبول میکنید؟

میا: بلههههه(ااز طرف نویسنده:بمیری😐)

عاقد: آقای پارک جیمین شما چی؟

جیمین: بله

عاقد: اکنون من شما را زن و شوهر اعلام میکنم میتونید همو ببوسید.

از زبان ا.ت:
جیمین جلو من و بقیه میا رو بوسید . جیمین هم حداقل با اون کسی ازدواج کرد که دوسش داشت ولی من چی؟

از زبان جیمین:
بلاخره با میا ازدواج کردم و مهمونا دونه دونه اومدن تبریک گفتن.

جین: تبریک میگم ولی واقعا برات متاسفم جیمین ببین با ا.ت بیچاره چیکار کردی فقط

تهیونگ: تبریک میگم(جدی و عصبی)

مینا رو به میا: دختره هرزه یادت باشه یه‌روز دستت رو میشه که چرا میخواستی با جیمین ازدواج کنی تبریک میگم جیمین(جدی سرد و عصبی )


ادامه دارد......

#اد_توت فرنگی🍷

اصکی شما نشانه قدرت ماست💪❌
دیدگاه ها (۲)

🔥🔥🔥🔥🔥🔥#ازدواج_اجباری پارت 9از زبان ا.ت:عروسی تموم شد و مهمون...

🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥#ازدواج_اجباری پارت 10از زبان جیمین:ا.ت رو زمین بود ...

🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥#ازدواج_اجباری پارت 7از زبان ا.ت:فردا صبح بلند شدم می...

بچه ها اینم پارت 5 ازدواج اجباری

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣

رمان؟عشق مثلثیپارت؟17(اسپانیا=ساعت 11:36AM) ☆:جیمین و ا/ت به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط