صحبت های جونگکوک درباره پروژه گروهی بعد پروژههای سولو
⇠صحبت های جونگکوک درباره پروژه گروهی بعد پروژههای سولو
🐰: راستش برای من این موضوع کاملاً طبیعی بود. من همیشه بیشتر از کارهای سولو، توی پروژههای گروهی حضور داشتم، برای همین این برگشتن کنار هم اصلاً برام عجیب نبود.
🐰: البته میتونستیم جدا جدا به خدمت بریم، ولی در نهایت تصمیم گرفتیم تقریباً همزمان بریم، تا هرچه سریعتر دوباره بهعنوان یه گروه کنار هم جمع بشیم.
🐰: برای من این اصلاً چیز خاصی به نظر نمیرسه… کاملاً طبیعی و بدیهیه. همهچیز خودش، خیلی ساده و خودبهخود اتفاق افتاد.
🐻: شاید یه کم جزئیاتش زیاد باشه، ولی این روزها به رمانهای کارآگاهی علاقهمند شدم…
و دارم مدام تخیلم رو بیشتر و بیشتر تقویت میکنم.
زین: باید بهتون تبریک بگم، واقعاً آلبوم فوقالعادهایه!
🐨: اوه؟ گوشش دادی؟
زین: آره!
🐹🐻: واقعاً؟ / اوه واو!
زین: آره خب… یعنی باید گوش میدادم، وگرنه اصلاً چرا اینجاییم؟
🐨: فکر کنم تو یکی از اولین نفرهایی هستی که کل آلبوم رو گوش داده.
🐻: بعد از پایان خدمت، آخرین نفری که مرخص شد شوگا بود… و درست بعد از اون فکر کنم ماه جولای بود
🐱: حدوداً سه چهار روز بعد از ترخیص من این اتفاق افتاد.
🐻: از اوایل جولای… همهمون رفتیم لسآنجلس و شروع کردیم به کار کردن.
زین: وقتی دوباره برای تمرین جمع شدید، کی از همه بیشتر از فرم خارج شده بود؟ کی آمادگی برگشت به کار رو نداشت؟
🐥: من
🐨: فکر کنم من
🐥: یعنی من و تو؟
🐨🐥: اووو آره
🐥: ما دوتا
🐨: دوتایی «از فرم افتادهها»
🐰: راستش برای من این موضوع کاملاً طبیعی بود. من همیشه بیشتر از کارهای سولو، توی پروژههای گروهی حضور داشتم، برای همین این برگشتن کنار هم اصلاً برام عجیب نبود.
🐰: البته میتونستیم جدا جدا به خدمت بریم، ولی در نهایت تصمیم گرفتیم تقریباً همزمان بریم، تا هرچه سریعتر دوباره بهعنوان یه گروه کنار هم جمع بشیم.
🐰: برای من این اصلاً چیز خاصی به نظر نمیرسه… کاملاً طبیعی و بدیهیه. همهچیز خودش، خیلی ساده و خودبهخود اتفاق افتاد.
🐻: شاید یه کم جزئیاتش زیاد باشه، ولی این روزها به رمانهای کارآگاهی علاقهمند شدم…
و دارم مدام تخیلم رو بیشتر و بیشتر تقویت میکنم.
زین: باید بهتون تبریک بگم، واقعاً آلبوم فوقالعادهایه!
🐨: اوه؟ گوشش دادی؟
زین: آره!
🐹🐻: واقعاً؟ / اوه واو!
زین: آره خب… یعنی باید گوش میدادم، وگرنه اصلاً چرا اینجاییم؟
🐨: فکر کنم تو یکی از اولین نفرهایی هستی که کل آلبوم رو گوش داده.
🐻: بعد از پایان خدمت، آخرین نفری که مرخص شد شوگا بود… و درست بعد از اون فکر کنم ماه جولای بود
🐱: حدوداً سه چهار روز بعد از ترخیص من این اتفاق افتاد.
🐻: از اوایل جولای… همهمون رفتیم لسآنجلس و شروع کردیم به کار کردن.
زین: وقتی دوباره برای تمرین جمع شدید، کی از همه بیشتر از فرم خارج شده بود؟ کی آمادگی برگشت به کار رو نداشت؟
🐥: من
🐨: فکر کنم من
🐥: یعنی من و تو؟
🐨🐥: اووو آره
🐥: ما دوتا
🐨: دوتایی «از فرم افتادهها»
- ۳.۴k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط