محبس خویشتن من از این حصار خستهام
محبس خویشتن من از این حصار خستهام
من همه تن اناالحقم کجاست دار خسته ام
در همه جای این زمین همنفسم کسی نبود
زمین دیار غربت است از این دیار خسته ام
به من تمام میشود سلسله رو به زوال
من از تبار حسرتم ، که از تبار خسته ام
به گرد خویش گشته ام سوار این چرخ و فلک
از آن که گم نمیشوم در این غبار خسته ام
من همه تن اناالحقم کجاست دار خسته ام
در همه جای این زمین همنفسم کسی نبود
زمین دیار غربت است از این دیار خسته ام
به من تمام میشود سلسله رو به زوال
من از تبار حسرتم ، که از تبار خسته ام
به گرد خویش گشته ام سوار این چرخ و فلک
از آن که گم نمیشوم در این غبار خسته ام
- ۹.۱k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط