فکر دریا

فکر دریا

وقتی گدایی را پناهی نیست دیگر

جز کوچه ی چشم تو راهی نیست دیگر

جز تو به حاجت ها الهی نیست دیگر

این جذبه ها خواهی نخواهی نیست دیگر



تو شمعی و گرمای تو پروانه پرور



مشکت به دوشت بود و اشکم را گرفتی

ماهی و از خورشید هم غم را گرفتی

بی شک یداللهی که پرچم را گرفتی

دادی دو دستت را دو عالم را گرفتی



تا که بریزی زیر پای شاه بی سر



آمد سکینه از عمویش خواهشی داشت

اشکش شبیه دست گرمش لرزشی داشت

ای مرد طوفانی نگاهت بارشی داشت

کم کم که موج سینه ات آرامشی داشت



در فکر دریا رفتی و لب های اصغر



گفتی به آقایت که خون است آخر کار

لیلای من فصل جنون است آخر کار

انا الیه راجعون است آخر کار

حالا که می دانم که چون است آخر کار



اول به دستم تیغ می دادی برادر



از تشنگی گرچه نگاهت تیره می شد

اما همین که سمت لشگر خیره می شد

با تار و مار تیر مژگان چیره می شد

این منزلت باید برایت سیره می شد



تا که کسی چشمش نیفتد سوی خواهر



شق القمر شد که سرت بر شانه افتاد

انگار از تاج اناری دانه افتاد

از روی اسبت پیکرت مردانه افتاد

تیر سه پر در چشم پر پیمانه افتاد



با صورتت افتاده ای بر پای مادر



ای کاش چشم درهمت درهم نمی شد

پشت حسین و خواهر تو خم نمی شد

دیگر به معجرها گره محکم نمی شد

گیسوی سرخت روی نی پرچم نمی شد



می ماند اگر دست علم گیرت به پیکر...


≡≡≡≡≡≡≡≡≡≡≡≡≡≡≡≡

خدا لعنت کنه شاهین نجفی رو که جز توهین هیچی بلد نیست این نجس

خدا امام زمان عج ظهورش رو تعجیل کنه به حق حضرت زینب س
دیدگاه ها (۳۶)

پدرم نیست ...

بسم الله الرحمن الرحیم اشک و اشک :هر گاه که نگاهت به جهان، ب...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁸ویو: اتهنری هنوز داشت آماده می‌ش...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏هر روز صبح، وقتی سوار اتوبوس...

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

نشان سوخته.

حالا فاصله‌تون خیلی کمتر بود.و تو تونستی صورتش رو ببینی.چشم‌...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط