.𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸

.𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸
من°تو°و°یک°نه
.🪄
.🔮
.🪄
پارت ۳۲:

ساعت ۴ بعدازظهر، کتابخونهی دانشگاه. آت مثل همیشه توی میز گوشه نشسته بود، لپتاپ روشن، دفترچهی اسکیس باز، و یه لیوان چای داغ کنار دستش. داشت روی پروژهی نهاییاش کار میکرد که صدای قدمهای آشنا رو شنید. بدون اینکه سرش رو بلند کنه، گفت:

· «جیمین، امروز زودتر اومدی.»

جیمین نشست روبروش، یه لیوان چای دیگه گذاشت کنار لیوان آت و گفت:

· «برات آوردم. اینبار طعم شکلاتی، فکر کردم دوست داشته باشی.»

آت بالاخره سرش رو بلند کرد و به چشماش نگاه کرد. چند ثانیه به هم خیره شدن. هوای کتابخونه ساکت بود، فقط صدای ورق خوردن کتاب از دور میومد.

آت با یه لبخند کوچیک گفت:

· «جیمین، تو داری زیادی خوب میشی. این من رو مشکوک میکنه.»

جیمین خندید و گفت:

· «مشکوک؟ به چی؟»

آت: «به اینکه یه روز پشیمون بشی و برگردی به اون آدم قبلی.»

جیمین جدی شد. دستش رو روی میز گذاشت و به آت نگاه کرد:

· «آت، گوش کن. من اون آدم قبلی نیستم. میدونم که باورت سخته، ولی تو عوضم کردی. نه با زور، نه با تهدید. با آروم بودنت، با صبوریت، با اینکه به من نه گفتی وقتی همهشون آره گفتن.»

آت یه جرعه چای خورد و گفت:

· «جیمین، حرفت قشنگه. ولی من هنوز بهت اعتماد ندارم. نه به خاطر خودت، به خاطر پدرت، به خاطر اون گروه، به خاطر چیزایی که نمیدونی.»

جیمین دستش رو دراز کرد و انگشتاش رو روی دست آت گذاشت. آروم، محکم. آت دستش رو نکشید.

· «پس بهم بگو. هر چی هست، هر رازی که داری، بهم بگو. من تحملش میکنم. حتی اگه وحشتناک باشه.»

آت نگاهش رو به دست جیمین دوخت و چند ثانیه مکث کرد. بعد با صدای گرفته گفت:

· «جیمین، یه روز میگم. ولی نه امروز. امروز فقط میخوام این پروژه رو تموم کنم. بیا کمکم کن.»

جیمین دستش رو کشید و گفت: «باشه. ولی بدون که من صبر میکنم. حتی اگه تا آخر عمر طول بکشه.»

اون دو ساعت، باهم کار کردن. سکوتشون سنگین نبود، پر از یه آرامش عجیب بود. وقتی رفتن بیرون، بارون میبارید. جیمین چترش رو باز کرد و گفت:

· «بیا، میرسونمت.»

آت رفت زیر چتر و اینبار، خودش یه کم به جیمین چسبید. جیمین نفسش رو حبس کرد، ولی چیزی نگفت.
دیدگاه ها (۰)

.𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت۳۳:ظهر بود، کافهی دا...

.𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت ۳۴:شب بود، بارون می...

اگه فیک جونگکوک رو بزارم کاورش اسلاید اول🐰اگه فیک شوگا رو بز...

لیست رمان ها🌕🌑شوگا : عضو هشتم .🌌جونگکوک: مافیایی.📜تهیونگ: مد...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت ۸: ساعت ۴، کتابخونهی...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت ۱۹:توی کلاس، تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط