گاهی با خودم میگم کاش من هم مثل خیلی‌ها می‌تونستم در لحظه

گاهی با خودم میگم کاش من هم مثل خیلی‌ها می‌تونستم در لحظه شاد باشم، روی مبل لم بدم، چای بخورم، شام بخورم، سوار ماشین شم و بی‌خیالِ دنیا آهنگ مورد علاقه‌م رو گوش کنم!
اما همه زندگی ختم میشه به اون چند لحظه قبل از خوابیدن، وقتی که همه این‌ها تموم شده، پاهات رو توی شکمت جمع کردی و چشم‌هات رو بستی، تاریکی همه جا رو گرفته، اون طرف هم داره خواب هفت پادشاه رو میبینه، اما احساس می‌کنی یه چیزی نیست، یه چیزی رو گم کردی!
گم کردن حس خیلی بدیه، هرجا باشی چشمت دنبال چیزی می‌گرده که یه روز گم کردی، آدم حاضره اون رو از اول نداشته باشه، اما گمش نکنه!

#روزبه_معین
دیدگاه ها (۸)

خواندم حدیث هجران ,از فال شاه شیرازچون گفته های حافظ هرگز خط...

دیدارِ توگر صبحِ ابد هم دهَدَم دست!من سرخوشم از لذتِ این چشم...

من تماشای تو می کردم و غافل بودم کز تماشای تو خلقی به تماشای...

همیشه نگرانِ منیتا گرسنه نمانمکه شیشه عینکم تمیز باشدو شب ها...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹³ویو: جونگ‌کوکداخل ماشین نشسته بو...

حرف های پایانی جین🐹🐹 امروز بازی فوتبال رو دیدین؟🐹 شنیدم تیمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط