"𝓜𝔂 𝓶𝓮𝓻𝓶𝓪𝓲𝓭"

"𝓜𝔂 𝓶𝓮𝓻𝓶𝓪𝓲𝓭"
"𝓟𝓪𝓻𝓽.12"
وسایلتو جمع کردی و از همه خداحافظی کردی اصلا دلت نمیخواست از اینجا بری پارچه ای ک توش وسایلات بودو گره زدی و گذاشتی کنار اومدی یکم اتاقتو مرتب کنی ک در اتاقتو زدن و دیدی ک داداش کوک بودو یچیزی تو دستش اومد جلوت احساس میکردی برادر خودعه دلت میخواست بزرگ شدنشنو ببینی میخواستی ببینی در اینده چجوری میشه میخواستی پیشش بمونس واقعا از صمیم قلب اینو میخواستی میخواستی پیشش بمونی،تا ابد ولی حیف ک ت یک پری دریایی هستی و اون یک انسان هیچ کس نباید بفهمه ک ت پری دریایی هستی یکم به خودت اومدی فهمیدی داداش کوک همینجوری حاج و واج نگات میکنه معلوم بود وند بار صدات کرده ولی جوابی ندیده
+جانم چیزی شدع؟حواسم نبود
داداشش. امم راستش من اینو برات هریده بودم با پول تو جیبی هام ولی ولی دلم میهواست وقتی یکم دیگ پیشم موندی بهت بدم گفتم شاید اون موقع چون بیشتر ب من حس خواهر برادرانه پیدا کردی خوشحال تر باشی ولی خب داری میری واسه همین الان بهت میدم
+خیلی ممنونمم تو خیلی مهربونی دلم خیلی برات تنگ میشه خییلی
داداشش بازم میای؟
+شابد اره شایدم ن
داداشش. اگه نیای هیچ وقت نمیبخشمت
هدیه رو داد تو دستت یه گل سر بود با طرح صدف
نگاتو به سمت داداشش بردی
+صدفارو دوست داری؟
داداشش. اره هروقت میبینمشون یاد تو میوفتم اخه...
دیدگاه ها (۲)

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞²یک ماه از شب دعوات با آلبوس گذشته بود.گاهی سعی...

تکپارتیموضوع:(وقتی دارین سریال میبینین باهم و تو یکدفعه میگی...

پارت ۲۳

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

part 55پسرت همشون یه لحظه با تعجب نگاشون کردن اما بعد سعی کر...

سناریو درخواستی.از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

سناریو بی تی اس

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط