پارت⁹

پارت⁹


کوک.چون فامیل های عزیز و خانواده دارن میان

جین. کی میان؟

کوک. نمیدونم فقط میدونم میان یه مدت طولانی باشن بعدم جئون جون گفت میخواد یه مسئله مهمو بگه

جین.اووو
ولی گناه داره اون دختر بهش سخت نگیر

کوک.هیچم گناه نداره یه دختر هر. نه وایسا ببینم تو چرا دلت براش میسوزه نکنه
..

تا اومد حرف بزنه جین گفت

جین.بالاخره خودت شغلمو میدونی از قیافش معلومه خیلی سختی کشیده
و تنهاست

کوک. قراره خودتو بکشی برا یه دختر اینقدر تلاش نکن یا میمیره یا زنده میمونه سختی میکشه

جین.یه دنده یه دندهههههه

تهیونگ اومد

ته.چی میگین شما دوتا بیاین فیلم ببینیم
تازه من گشنمه ارباب جون

جین.باز شروع کردی

کوک. کارت دو دم
به اجوما بگو یه چیز بهت بده

ته.نه ارباب جوننن من سوخاری میخوام

)دخترا من تو معرفی یادم رفت بگم)
]جسیکا خواهر کوک ۲۵ ساله ازدواج کرده یه بچه ۴ ساله داره که اسمش لناست]

صدای در به گوش رسید

کوک. اجوما ببین کیه.داد.

ته. میگمممم من گشنمه.داد.شیطون

کوک. د یه دقه ببند

جین. نگا ادب ازتون میباره

ته.😁

کوک. اجوما کیه؟

اجوما.خواهرتون

ته. اووو

در همین در باز شد و صدای پاهای کوچولو یه نفر نظر همه رو جلب کرد

لنا. داییییییییی

ویو فری
با گفتن دایی کوک و جین برگشتند
لنا با اون موهای خرگوشیش با خوش حالی دستاشو به نشونه ی بغل کردن باز کرد و با سرعت زیاد به سمت دایی هاش می‌رفت ولی اون گفت دایی منظورش با کدوم بوده؟

حدستو تو کامنتا بگو

های
ببخشید دیر میزارم چون هر وقت شرطا برسه من میزارم

شرط

۱۴تا لایک

۱۴تا کامنت

۴تا فالو

بازنشر هرچی دوست داشتین


بوس 💋

دوستون دالم

شبتون به زیبایی هفت فرشته
دیدگاه ها (۰)

دخترا برا اینکه گیج نشین یه خلاصه بگمجین و جسیکا که تو پارت ...

پارت⁸ویو فریتنبیشون این بود که بود که باید ۱۰ دقه صندلی میشس...

پارت⁷جین با جیهوپ اومد داخلجیهوپ.دکتر عمارته ۲۵سالشه مهربون ...

#اونـ_مالـ_منهـpart 3 کوک: خیلی خسته بودم اومدم تو اتاقم و ر...

#ارباب_منPart: 8اجوما: فکر نمی‌کردم یه روزی ببینم تهیونگ عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط