معشوقه بودن بلد نیستم

معشوقه بودن بلد نیستم
بلد نیستم بگویم عزیزم
با همه می خندم
همه را می خندانم
به تو که می رسم
دست و پایم را گم می کنم
زبانم می میرد
تمامم می میرد
فقط قلبم می تپد
آن هم که حرف زدن بلد نیست.
دیدگاه ها (۱)

دلمنگاهت را میخواهداندکی هم لبخندتتاباور کنمزندگی زیباستکمی ...

بعضی از آدم هادوست داشتنشان که می گیردمحال است بند بیایدما ب...

"امیدوارم هر جا که میری، یه نفر مثل خودت سرراهت باشه" این جم...

واژه ی عجیبیست...."لیاقت" را میگویمگاهی من ندارمگاهی تو ندار...

تو مرا جان و جهانی 🩵چه کنم جان و جهان را 🦋✳️✳️............دل...

عشق نحس.

با هم دکلمه گوش کنیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط