یک پرستو آمد و قلب مرا تسخیر کرد

یک پرستو آمد و قلب مرا تسخیر کرد
حال من با یک صدای ناز او تغییر کرد

در هیاهوی قلم دنبال واژه میگشتم که او
یک نظر کرد و مسیر عشق را تصویر کرد

طبع گرم و شور شعرش آنچنان بر دل نشست
قطب یخبندان ماتم در دلم تبخیر کرد

حس خوب بودنش در این غزل
وزن شعرم با اصول قافیه درگیر کرد

ای پرستویی که بر بام دلم پر میزنی
عشق آمد با غزل تنهایی ات زنجیر کرد
دیدگاه ها (۴)

یک پرستو آمد و قلب مرا تسخیر ڪردحال من با یک صداے ناز او تغی...

هر شب جمعه تو را ندبه کنان میخوانمنفسم ،سینه زنی کرد و دلم گ...

۞شب جمعه۞هر شب جمعه تو را ندبه کنان میخوانمنفسم ،سینه زنی کر...

چشمهایت گرفته شعرم راواژه ها را شراب خواهم کردگاه می نوشم از...

قلم و دفتر واحساس غزل میگویندطعم لبهای تو را مثل عسل میگویند...

#محمدعلی_بهمنی در ۲۷ فروردین سال ۱۳۲۱ در شهر دزفول به دنیا آ...

هوشنگ دیناروند شاعر شوشی

عزیزان: من درسنّ 58 سالگی با دو بار کربلا رفتن و چهاربارشام ...

بهروز پیری شاعر کوهدشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط