از شعر من این کنایه‌ها را بردار

از شعر من این کنایه‌ها را بردار
یا از سخنم گلایه‌ها را بردار

کابوس نشسته جای رویاهایم
خورشید تویی ؛ تو سایه‌ها را بردار
دیدگاه ها (۴)

تنها باشاما اضافه زندگی کسی نباش ...

حال غریبیست دلتنگی...کسی چه میداند کدامین نقطه از این سیاره ...

گر با غم عشق ، سازگار آید دلبر مرکبِ آرزو سوار آید دلگر دل ن...

دل مرنجانکه ز هر دل به خدا راهی هست..‌.

سحر آنست که خورشید بگوید نه خروسجهان به جنگ فکنده‌ست تاجدارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط