هیچ حَرفی برای گُفتَن نیست
هیچ حَرفی برای گُفتَن نیست
زَمانی کِ مَرگ را دروُجود خود اِحساس می کُنَم
وَقتی که تَمام مَن مَسموم خاطِرات [اِجباری] است...وَ چـه بسا شیرین!
زَمانی کِ مَرگ را دروُجود خود اِحساس می کُنَم
وَقتی که تَمام مَن مَسموم خاطِرات [اِجباری] است...وَ چـه بسا شیرین!
- ۵۶۶
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط