یک عمر قفس بست مسیر نفسم را

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را

حالا که دری هست مرا بال و پری نیست

حالا که مقدر شده آرام بگیرم

سیلاب مرا برده و از من اثری نیست

بگذار که درها همگی بسته بمانند

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست
دیدگاه ها (۱)

قمارعشق شیرین است، اگرچه باز می‌بازم..تو از آس دلت مغرور و م...

وچه زیبا گفت پروفسور اسماعیل ملک زاده:پولداری؛منش است و ربطی...

در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده امدر همان پس کوچه ها در...

ﺣﺎﻝ ﻣـﻦ ﺑـﺪ ﻧـﻴﺴﺖ , ﻏﻢ ﻛـﻢ ﻣــﻴـﺨﻮﺭﻡ . . .ﻛـــــﻢ ﻛـﻪ ﻧـﻪ , ...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~همانند روزی که او را ملاقات کر...

به نام خدایی که جان و روح را آفریدCenterقسمت*۱۵*"الکس""جانم"...

سلام بر دوستان وعزیزان بهتر از جان میدان داران خیابان های حق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط