کاش "جعبه سیاه" داشتی؛

کاش "جعبه سیاه" داشتی؛
بعد از رفتنت
زیر و رویش میکردم
تا بیابم علت رفتنت را...
من به جهنم
جوابِ اذهانِ عمومی را باید بدهم...
دیدگاه ها (۱)

جولیوس نواکرونو

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۷همه برای چند ثانیه به چراغ قرمز...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۰ | هانولآدرس روی کاغذ، آنها را به یک کافه‌...

در آخر،روزی زیرِ آوارِ دلتنگی،جان خواهم داد.نه از سرِ ضعف،از...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۶ | «نامی در میان وسایل قد...

ستاره‌ای به نام اتروز یکشنبه‌ی هیجان‌انگیزی در سئول بود. بزل...

برده عمارت جئون

پارت ۳۶ — «حقیقتی که کسی نمی‌خواست بشنود»همان شب، یورا را به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط