غمی دارد دلم شرحش فقط افسانه می خواهد

غمی دارد دلم شرحش فقط افسانه می خواهد

به پای خواندنش هم گریه ی جانانه می خواهد

من آن ابر پر از بغضم که هر جایی نمی بارد

برای گریه کردن مرد هم یک شانه می خواهد
‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

صدایم کن در این باران، صدا را دوست میدارمتو باشی عاشقی در ای...

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭِ ﺧﻮﺩﯾﮏ ﺩﯾﻮﺍﺭِ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﮐﺸﯿﺪ !ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪﺩﯾﮕ...

گاهی فقط یک حاشیه یامن و آرام می خواهی ؛به دور از تمامِ دوست...

تنهایے من ڪسے را ازار نمیدهدتنها خودم را تنها تر میڪنداین گو...

بـــــه گوش دنـــــیــــا بــــــرســــانـــــیــــــدایران ...

«در آن گوشه‌ی تاریک و منزوی، جایی که گویی زمان از حرکت ایستا...

همیشه اصرار کردن همه چی رو خراب میکنه، مثلا اصرار به دوست دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط