p31:

p31:
ویو ا/ت :
رفتیم صندوق عقب ماشین تهیونگو زدیم بالا و دیدم که جنازه نیست
+ ا...ا...اماااا همینجا بود به خدا قسم همینجا بود
_ جناب همونطور که گفتم همسرم دچار اختلال روانین
پلیس : هووووف عجب لطفا حواستون به همسرتون باشه ما کار داریم
_ بله میدونم
+ نههههه منو با این روانی تنها نزارینننن
+ پلیسا رفتن و تهیونگ آروم آروم اومد نزدیکم
_ من میتونم یه ملتو بکشم و کسی با خبر نشه
+ تهیونگ من توی این دنیا فقط و فقط خواهرمو دارم تورو خدا ول.....
+ داشتم حرف میزدم که یهو تهیونگ کمرمو گرفت و لباشو گذاشت رو لبام
+ از کارش خیلی تعجب کردم هولش دادم عقب
_ لینا رو بردار بریم خونه
+ تهیونگ ...
_ لطفا
+ تهیونگ تو خیلی منواذیت میکنی
_ من فقط دوست دارم
+ این دوس داشتن نیس
_ هست باور نداری
+ اگه دوسم داشتی پدرمو نمیکشتی اگه دوسم داشتی اون مرده رو نمیکشتی
_ دوست داری بمیرم ؟
+ راستشو بخوای انقدر اذیتم کردی که آرزوی مرگتو دارم
_ من میرم خونه اگه دوس داشتی بیا نخواستی این کلید یه امارت دیگه اگه نخواستی منو ببینی
+ بای
_ بای( ناراحت )
+ بعد اینکه تهیونگ رفت یکم ناراحت شدم ولی برام مهم نبود رفتم پیش لینا یکم پیشش وایسادم و خوابم برد
* فردا صبح
ویو ا/ت :
با صدای لینا بلند شدم
٪ آجی خوبی ؟
+ اوکم عزیزم بیدار شدی
٪ آره میشه بریم خونه
+ باشه اول بزار برم خونه اون آقاهه بعدش بریم
*رسیدیم عمارت
+ درو باز کردم که یهو ...

بچه ها من احتمالا سه شنبه یا چهار شنبه میام به خاطر دوتا امتحان دیگم لایک کنید و کامنت بزارین ماچ به کلتوننن بایی🥂🖇🫂💦🩷
دیدگاه ها (۶)

شبتون مصل خودتون شیک بای 🫂🩷🪽🩵✨️⚡️🖇

ببینییییدددددددد کی برررگششششتههههه✨️😭🩵💦🫂

p30 : ویو ا/ت : کنار خیابون نشسته بودم که یهو یه مرد قد بلند...

p29دکتر : حال لینا خوبه ولی خون زیاد از دست داده ولی حالش به...

فیک_سناریو_بی تی اس

چند پارتی درخواستی پارت ۹ا/ت. پیاده شدیم و یکم که قدم زدیم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط