༒ فرشتهای از اعماق جهنم ༒
༒ فرشتهای از اعماق جهنم ༒
part3
انگار جهنم بود
توی یه خونه بزرگ کامل
تم مشکی فقط سکوت
اما هر چیزی تا یه جای ادامه
داره جلوم یه اتاق بود
که صدای جیغ
از توش میومد از
کناره های در نور قرمز چشممو
کور میکرد همچنان
صدای جیغ بیشترمیشد بلند
شدم و دست گیره رو گرفتم همین که
در رو باز کردم گرمیش و دودش
جوری بود که پوستم کم کم ذوب
میشد... با یه عالمه انسان سوخته
مواجه شدم
ادامه دارد....
part3
انگار جهنم بود
توی یه خونه بزرگ کامل
تم مشکی فقط سکوت
اما هر چیزی تا یه جای ادامه
داره جلوم یه اتاق بود
که صدای جیغ
از توش میومد از
کناره های در نور قرمز چشممو
کور میکرد همچنان
صدای جیغ بیشترمیشد بلند
شدم و دست گیره رو گرفتم همین که
در رو باز کردم گرمیش و دودش
جوری بود که پوستم کم کم ذوب
میشد... با یه عالمه انسان سوخته
مواجه شدم
ادامه دارد....
- ۷۷
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط