بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت یازده 🍷🗡

جیغ کشید
ولم کن عوضی

چشمامو تنگ کردم
_مثل بچه ی خوب راه بیوفت

با پاش پسم زد
برو بابا

اعصابم خورد بود

به خاطر ضربه ی زانوشم درد داشتم

انگار اینطوری نمیشد ، باید به زور میبردمش ...
تفنگمو از جیبم در آوردم

گرفتم پشتش

کنار گوشش لب زدم
راه می افتی یا به زور کاری کنم راه بیوقتی هوم؟

از ترس لرزید

خواست چیزی بگه که با دست هل دادم
خشن غریدم
راه بیوفت

به زور سوار ماشین کردمش

به یکی از بادیگاردا گفتم رانندگی کنه
خودمم نشستم کنارش...

سرشو برگردوند
نگاهش به قفل در بود

حدس زدن کارش سخت نبود

نیشخند زدم
میخواست در و باز کنه خودشو پرت کنه بیرون؟

تو یه لحظه در و باز کرد که خودمو انداختم روش
و سریع در و بستم

میخواستی چه غلطی بکنی؟

به مناسبت روز دختر چهار پارت خفن براتون میزارم 🥺🫀♥💕🥰🥳
دیدگاه ها (۵)

بازی درخون 🍷🗡پارت دوازده 🍷🗡چیزی نگفت سرشو برگردوند که دستمو ...

بازی درخون 🍷🗡پارت سیزده🍷🗡بی اراده خم شدم سمتشبوسه ای روی پیش...

هزار بار دیدم حلالت😂😂😂😂😂😂😂😂

بچه ها حمایت نمکنین نزارم پس 😔😒🗡

درمانگر عشق. پارت۵۸

🍂𝕸𝖞 𝖇𝖊𝖑𝖔𝖛𝖊𝖉 𝖛𝖆𝖒𝖕𝖎𝖗𝖊🍂: 𝕻¹¹•تهیونگشیشه رو گذاشتم توی جیبم و بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط