لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشد

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشد
رنج سرخی را که گلبرگ شقایق می کشد
درک باید کرد، شب های بلند و سرد را
استخوان دردی که عاشق، آن دقایق می کشد
طعم تلخ زهر، در کابوس را باید چشید
کام تلخی را ،که با لمس حقایق می کشد

حس تنهایی وخاموشی شمع رو به باد
رشد بغض بی امانی را که تا دق می کشد

خوب باید دید، حال وروز هر دلداده را
پیچ و تابی را که شب ، تا صبح صادق می کشد

عشق ، طوفان است و عاشق ، چون غریقی ناامید
انتظاری سخت ؛ با امید قایق می کشد...
دیدگاه ها (۱)

بی نهایت دوستت دارم ، اگر باور کنیمی توانی این سند را، ثبت د...

ازچه می نالی،مگر عاشق نبودم تا به حال؟خاطرت ، رنج مرا تا چند...

ﺍﮔﺮ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺳﻨﮓ ﺍﺳﺖﺑﺪﺍﻥ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺳﻨﮓ ﻫﻢ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖﺍﮔﺮ ﺩﻧﯿ...

ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﻗﺼﺮ ﺧﻴﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﻓﺮﻭﺭﻳﺨﺘﯽﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﺗﺎﺭﻭ ﭘﻮﺩ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﮔﺴﺴﺘﯽﺭﻓﺘﯽ...

تکاپو پارت 58:سقوط🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دامیان با لرزشی که در دستانش بود...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط