خانه و پر از سادگی

خانه و پر از سادگی
پنجره ای رو به کوچه های خیس
و غربت شوق کودکی
نداشتنت ای عشق
و کودکی رفته از یاد
گم شدم در تجمل امروز
در خیابان های شلوغ
گم شده ام در کلاویه های پیانو
در کوچه های بن بست
ویرانی هایی که با ساز نساختمش
نت هایت را گم کرده ام
و باید
گوش بسپارم به موسیقی ِ جان
شادی های کوچکم را گم کرده ام
و به معجزه های بزرگ چشم سپرده ام
و خوشبختی من
همان سادگی بود که دیگر نیست
تو را کجا گذاشته ام خدایا
فرصت دوباره ام اگر دهی ...
دیدگاه ها (۱)

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟺 | یک قدم نزدیک‌ترروز بعد، ساعت چهار عصر.ا/ت جلو...

با زدنِ آخرين نُت،نگاهت رو به استادت دادى.مردِ بزرگتر،درحالى...

شعر و ادبیات

نجوای صبحگاهیدلم هوای چمن دارد و بوی کاج های آن کوچه ی قدیمی...

داستانک شماره چهار: نت ناتمام

شبی آغوش روی ِ سایه ات وا کرده ای هرگز؟ خودت را اینهمه دلتنـ...

شبی آغوش روی ِ سایه ات وا کرده ای هرگز؟خودت را اینهمه دلتنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط