☆پارت ۳☆

☆پارت ۳☆
☆ستاره‌ای در شب ☆
جانگ برای اولین بار ... لورین رو دید
جذب موهای مشکیش شد که از تارکیه شب هم مشکی تر بود .
با همون نگا یک دل نه صد دل عاشقش شد .
☆ذهن جانگ☆
این دختر دیگه کیه ؟
قبلا دیدمش؟
سینگل ؟
از من خوشش میاد ؟
تایپش چیه؟
سه :لورین بیا بریم سر کلاس
لو:باشه سه عجله کن که دیر نشه
رفتن توی کلاس ها همه منتظر فرم های مدرسه بودن که گفتن بخاطر شکایت بعضی از والدین بخاطر لباس ها لباس فرم ندارن .
توی کلاس جانگ هم همین قضیه بود فقط..‌ جانگ فقط به فکر اون بود، از ذهنش بیرون نمی اومد .
که مدرسه تموم شد ، بچه ها می دویدن ولی سه داشت از خسته گی میمرد (سه جان منم همینم 😅)
دیگه با زور رفتن به سمت خونه ....
دیدگاه ها (۰)

☆ولی من تا ابد عاشق ستاره ام☆☆ولی.....☆ستاره ی خودم☆♡

☆پارت ۲☆☆ستاره ای در شب ☆آناستازیا-فرنانزد رو دیدن که با دما...

لباس سه_یونگ

[Hello baby!]part 1 ویو فلیکسبعد از مرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط