یاد گرفتم که ب خاطرش

یاد گرفتم که بــہ خـــاطــرش
مـــانـدن را تـحـمــل ڪنم....
رفتـــــن که از دستـــــ "همـــہ"
بـرمے آمد....

حتـــــی او....
دیدگاه ها (۳)

هر چه آید به ســـــرم باز بگویم گـــــذرد .....وای از این عم...

ڪاش باران باشد و ....تـــــو و من ...!و خیابانی ڪه به یڪهم آ...

‌نه اینکه حرفی برایت نباشد، هست...خیلی هم هســـــت...اما... ...

خرما و قند و چائی هل، این‌ها حواشی اند...من وقت اذان با یادِ...

دستم درد میکنهههههه

ارباب منPart12لیا:صدایی از پشت سرم امد که برگشتم که با دیدنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط