مخاطب خاصم تقدیم به تو با آرزوی بهترینها زنجیر شده تقدیم

مخاطب خاصم تقدیم به تو با آرزوی بهترینها زنجیر شده تقدیم کردم

یک رفیقی داشتیم که یک بی‌بی‌ داشت که به نحو باورنکردنی‌ به جارو دستی علاقه‌مند بود و چون وسواس داشت که حتما روزی چند بار خانه‌اش را با کمر خم جارو بزند، داشت از پا درمی‌آمد. بالاخره با اصرارهای فراوان چندساله، فرزندان و نوه‌هایش، راضی شد از جاروبرقی استفاده کند. یک جاروبرقی گران‌قیمت هم برایش خریدند و پس از چند جلسه آموزش، سپردند دستش. پایان کار خیلی جالب بود: بی‌بی جان روزی دو بار خانه را جاروبرقی می‌کشید، هر بار خم می‌شد و از وسط دسته می‌گرفت و تا پایان جاروکشی دولا می‌ماند، بعد از هر بار جاروکشی، خرطومی و سری آن را می‌تکاند و آب می‌کشید و خلاصه کلام آن‌که به قول امروزی‌ها، جاروبرقی را به روایت جارودستی به کار می‌برد. اطرافیان هم که دیدند اینطور است، جارو دستی را دادند دست بی‌بی جانشان تا دست کم این همه عذاب کش و واکش دستگاه برقی را نکشد.
دیدگاه ها (۱۴)

صدای نفسهایت مرا می برد به عالم شعر .می برد تا " رحم کن ای ن...

ببخشید دوستان اگه یه کم متن طولانی شده و چشمای نازنین دوستان...

سلام دوستان یه زحمت براتون دارم خواهرم فایزه تازه اومده بی ز...

قلب زیبا صورت زیبا، روزی پیر؛ پوست خوب، روزی چروک؛ اندام خو...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 12هان هنوز گوشی را توی دستش گرفته بود.چهار اس...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 154✦...................

پارت ۴ ( پایان )

﴿فرشته شیطانی ﴾پارت 7⁦☆........................................

#جان‌شیعہ‌‌اهل‌سنت #پارت‌دهم🌿.صبح شنبه اول مهر ماه سال 91 فر...

خاطرات یک الاغ

دخترک گندمگون پشت پنجره دوباره گیسوان خرمایی اش را شانه می ز...

پارت ۵: وقتی حقیقت، آرام در زد---Meeting again p5روز از همان...

BRO...

ملکه ی سرخ پارت1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط