روح تورا به جسم غـزل ها دمیده اند

روح تورا به جسم غـزل ها دمیده اند
معشوقه ای شبیه تو کی آفریده اند؟
نقل است ، قبل خلقتت ، آهو مطیع بود
از برق چشم توست که عمری رمیده اند
جمعی که زخم بر لب شان ، یادگار توست
جمعی که وقت دیدن تان ، لب گزیده اند
آن پیر اهل ساوه قسم خورد ، تا بحال
چون سرخی لب تو ، اناری نچیده اند
آغاز ذکر نام تو ، آغاز عشق بود
اجماع شاعران ، همه بر این عقیده اند ...

محسن عطایی نژاد
دیدگاه ها (۳)

خون‌ریزی و نندیشی، عیار چنین خوش‌تردل دزدی و نگریزی، طرار چن...

ده سال بعد از حال این روزامبا کافـه هـای بــی تو درگیرمگفتم ...

می روم بی خبر اینبار خیالت راحت«تو بمان و دگران» یار خیالت ر...

دو چندان می شود با خنده ات گیلاس و ابریشمولی اخم تو یعنی جنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط