خدا ، در یک غروب ِ غمگینتو را سرود و به جمعه ی دلم شدی تمام ِ بود و نبود به گمانم روی نثر ِ چشمان ِتو بیشتر کار کرد چشمت ، شعری نو شد و دل ازکف ِ نیمای دلم ربود