میان این همه آیینه من ترک خوردم

میان این همه آیینه من ترک خوردم
به جرم سبزترین عاشقی کتک خوردم
به کام تلخ وجودم چقدر شیرین است
هزار دشنه ی زخمی که با نمک خوردم
کسی درون سرم مشق می کند:باران
و بوی کاهگلی را که نم نمک خوردم
دوباره طعم گس عشق سیر سیرم کرد
و من خودم خود خود را بدون شک خوردم
سرم به بازی این کودکانه ها گرم است
تو رفته ای و دلم گم شد و کلک خوردم.
امضا پسر دیماهی
دیدگاه ها (۱)

چ چهره زیبایی

از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب!شاید تو می خواهی مرا در کوچ...

فـاصـله هاکـسی رااز بـیـن نمــی بردنـزدیــکـی هـایسـرد اسـت ...

آمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط