صندلی عقب تاکسی نشسته بودم هواهم خیلی گرم بود خانومه کنار

صندلی عقب تاکسی نشسته بودم هواهم خیلی گرم بود خانومه کنارم نشسته بود.با اشاره بهم گفت ببخشید میشه بکشید پایین؟
گفتم میخای بخوری؟
گفت کثافت منظورم شیشه بود.
منم گفتم بیشعور منم منظورم باد بود.
دیدگاه ها (۴)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_21فروشنده لب های ژل زده اش ر...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟑فردا عروسی بودویو انیا چقدر خستم (یهو ...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۱"خواندن این فیک بدون ʟ...

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

تکپارتی تهکوک ★ یک دقیقه تا فردا هوا بارونی بود و دو سالی می...

پارت‌ ۸(ویو‌ تهکوک)«حواست کجاش خرگوش کوچولو...نزدیک بود بخور...

پارت آخر

Part ⁴

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط