دریا به این بزرگی و جزیره هاش ......

دریا به این بزرگی و جزیره هاش ......
قایقاش و این همه پاروهاش
جنگل و ؛ این همه پهنای دشت .....
آتشی ؛ زیر خاکستر نشست ...
نوشت بر دفترم هر چه خواست ...
تاکه عاقبت قلم رو هم شکست....
اینجا نباشد ؛ جای دیگری .....
روم گرنباشد ؛ قانع ام
در دیارخود همان بس قیصری

/ سعید
دیدگاه ها (۸)

وقت سحر، به آینه‌ای گفت شانه‌ای که اوخ! فلک چه کجرو و گیتی چ...

/ سعید

ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻧﮑنیم… ! ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ کسی اگر ﺑﻐﻞ میگیریم… ﺯﺍﻧﻮﯼ ﻏـَ...

وقتی کسی ؛ کسی را عاشقانـــــــه دوست دارد شیوه ی بیــان اسـ...

پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط