کاش می‌دانستی

کاش می‌دانستی
چقدر راه رفتنت را
دوست دارم !
آنقدر که
جایی دور از چشم تو
پشت پنجره‌مه‌گرفته‌ای می‌نشینم ،
شیشه را
به اندازه کف دستم پاک می‌کنم
و جرعه جرعه
راه رفتنت را می‌نوشم .
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم دامنه های دماوند

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش دوم _چشمهایم را می‌بندم و...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

مردی که در کنارم بود

نه دستم به بودنت می رسد و نه توان فراموش کردنت را دارم از یا...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط