بهشتیدراعماقجهنم
╭╴╶╶╾ 𓈒ৎ𝆬 ╌ ╍ ╴┄ ─⚝ ┅ ┅ ᠃᠃╶╍╴──╮
┆ 𝔄 𝔭𝔞𝔯𝔞𝔡𝔦𝔰𝔢 𝔦𝔫 𝔱𝔥𝔢 𝔡𝔢𝔭𝔱𝔥𝔰 𝔬𝔣 𝔥𝔢𝔩𝔩⚝
│ 𝔑𝔞𝔪𝔢: #بهشتی_در_اعماق_جهنم
╰┄╼ִ. ╮ ⚝
⚝ ┊ 𝔚𝔯𝔦𝔱𝔢𝔯: 𝑴𝒐𝒓𝒈𝒂𝒏
┊ 𝔖𝔥𝔦𝔭:𝑺𝒐𝒏𝒂𝒅𝒐𝒘
╰ ━.╮ ⚝
⚝ ╰࣪╼ִ. ╮۪ ᜔ #part2
╰┉╍┉
سونیک: ★اون لحظه دلم میخواست دست مامانم رو به خاطر اینکه منو فرستاد کلاس های رزمی ببوسم ولی ....و از اون پرتاب جاخالی دادم ولی .... پشمام یارو چه کراشهههه★
؟؟؟: ★با دیدن قیافش اخم کردم ... درسته تونست از اون پرتاب جاخالی بده و واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم ... ولی کافی نبود ★پس تو ... دستیار منی ... سونیک جوجه تیغی
سونیک:★وقتی اخم کرد احساس کردم ستون فقراتم لرزید ★ب..بله قربان
؟؟؟: ★با چشمام اندامشو ور انداز کردم از روی صندلی یه فرم آوردم و بهش دادم ★از فردا با این فرم میای ...
سونیک:★اب دهنمو قورت دادم و فرم رو ازش گرفتم ★چ..چشم اقای ببر سیاه
؟؟؟: ★وقتی فهمیدم بدنش داره میلرزه دستمو روی شونش گذاشتم ★نیازی نیست ازم بترسی ... اونقدر ها هم که فکر میکنی ترسناک نیستم ... و ... راحت باش میتونی شدو صدام کنی
سونیک: ★ واقعا اونقدر ها هم که اون مرده میگفت ترسناک نیست ★بله ...
شدو : حالا گوش کن... قانون اول رأس ساعت هفت توی دفتر منی ... فرمت همیشه باید مرتب باشه و ترو تمیز ... قانون دوم .. وقتی پرونده ای داریم حساب شده و درست حرف میزنی ... و قانون سوم هر روز یک ساعت تمرین میکنی فهمیدی دلم نمیخواد اینقدر شل و ول باشی
سونیک: ★ نه حرفمو پس میگیرم انگار اون یارو راست میگفت شدو مث چی سختگیره ★من همشونو قبول دارم بجز قانون اول ... نمیشه هشت ...
شدو :★نزاشتم حرفش تموم بشه ★نه ... راس هفت
سونیک : حالا اونقدر هاهم شل و ول نیستم ★دستمو مشت کردم محکم به شونش کوبیدم و حس کردم به دیوار مشت زرم ★اووفففف چه سفتی
شدو: ★اخم کردم و بهش نگاه کردم ★از فردا شروع میکنیم
سونیک : یعنی من الان برم خونه
شدو : نه خیر ... شما با من میریم سمت اتاق تمرین و اونجا ادمت میکنم
سونیک :★با این حرفش دنیا روی سرم خراب شد ★روز اول سخت نگیر
شدو : اتفاقا روز اول سخت میگیرم که بقیه ی روزا راحت تر باشه
┆ 𝔄 𝔭𝔞𝔯𝔞𝔡𝔦𝔰𝔢 𝔦𝔫 𝔱𝔥𝔢 𝔡𝔢𝔭𝔱𝔥𝔰 𝔬𝔣 𝔥𝔢𝔩𝔩⚝
│ 𝔑𝔞𝔪𝔢: #بهشتی_در_اعماق_جهنم
╰┄╼ִ. ╮ ⚝
⚝ ┊ 𝔚𝔯𝔦𝔱𝔢𝔯: 𝑴𝒐𝒓𝒈𝒂𝒏
┊ 𝔖𝔥𝔦𝔭:𝑺𝒐𝒏𝒂𝒅𝒐𝒘
╰ ━.╮ ⚝
⚝ ╰࣪╼ִ. ╮۪ ᜔ #part2
╰┉╍┉
سونیک: ★اون لحظه دلم میخواست دست مامانم رو به خاطر اینکه منو فرستاد کلاس های رزمی ببوسم ولی ....و از اون پرتاب جاخالی دادم ولی .... پشمام یارو چه کراشهههه★
؟؟؟: ★با دیدن قیافش اخم کردم ... درسته تونست از اون پرتاب جاخالی بده و واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم ... ولی کافی نبود ★پس تو ... دستیار منی ... سونیک جوجه تیغی
سونیک:★وقتی اخم کرد احساس کردم ستون فقراتم لرزید ★ب..بله قربان
؟؟؟: ★با چشمام اندامشو ور انداز کردم از روی صندلی یه فرم آوردم و بهش دادم ★از فردا با این فرم میای ...
سونیک:★اب دهنمو قورت دادم و فرم رو ازش گرفتم ★چ..چشم اقای ببر سیاه
؟؟؟: ★وقتی فهمیدم بدنش داره میلرزه دستمو روی شونش گذاشتم ★نیازی نیست ازم بترسی ... اونقدر ها هم که فکر میکنی ترسناک نیستم ... و ... راحت باش میتونی شدو صدام کنی
سونیک: ★ واقعا اونقدر ها هم که اون مرده میگفت ترسناک نیست ★بله ...
شدو : حالا گوش کن... قانون اول رأس ساعت هفت توی دفتر منی ... فرمت همیشه باید مرتب باشه و ترو تمیز ... قانون دوم .. وقتی پرونده ای داریم حساب شده و درست حرف میزنی ... و قانون سوم هر روز یک ساعت تمرین میکنی فهمیدی دلم نمیخواد اینقدر شل و ول باشی
سونیک: ★ نه حرفمو پس میگیرم انگار اون یارو راست میگفت شدو مث چی سختگیره ★من همشونو قبول دارم بجز قانون اول ... نمیشه هشت ...
شدو :★نزاشتم حرفش تموم بشه ★نه ... راس هفت
سونیک : حالا اونقدر هاهم شل و ول نیستم ★دستمو مشت کردم محکم به شونش کوبیدم و حس کردم به دیوار مشت زرم ★اووفففف چه سفتی
شدو: ★اخم کردم و بهش نگاه کردم ★از فردا شروع میکنیم
سونیک : یعنی من الان برم خونه
شدو : نه خیر ... شما با من میریم سمت اتاق تمرین و اونجا ادمت میکنم
سونیک :★با این حرفش دنیا روی سرم خراب شد ★روز اول سخت نگیر
شدو : اتفاقا روز اول سخت میگیرم که بقیه ی روزا راحت تر باشه
- ۲.۳k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط