بنویسید ...

بنویسید ...
در دورانی که عده ای معترض که با سگ بچه هایشان به کافه رفته و سگ مستی می‌کردند
کودکانی بودند که در همان شهر سر گرسنه بر بالین گذاشته و در حسرت یک زندگی معمولی به سر می‌بردند.

👤یکی بود یکی نبود


🌷#کانال_سلام_بر_ابراهیم
https://eitaa.com/salambarebraHem
دیدگاه ها (۰)

Borrowed Lifeترجمه: زندگی قرضیژانر: کمدی، تخیلی، رازآلود، عا...

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

امشب ۱۶۸ امین شب تجمعاتهبه یاد کودکان مظلوم میناب💔🥀 دعوت مر...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

🧁 پارت پانزدهم | سفری برای رساندن امیدصبح زود، حیاط مؤسسه‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط