وقتی داشت میرفت بهش گفتم

...
وقتی داشت میرفت بهش گفتم:
یه روز یکی میاد تو زندگیت
که از من مرد تره
از من مهربونتره
سرت داد نمی زنه
سیگار نمی کشه
خجالت می کشه بغلت کنه
ببوستت
موهاش از من بلندتر
تو و دوستات و مقابل هم قرار نمیده
خوشحاله
می خنده
درکت می کنه
میزاره هرکاری میخوای بکنی
آرومت می کنه
قهر نمی کنه باهات
ولی شرط می بندم،
دیگه کسی مثل من نگات نمی کنه .
دیدگاه ها (۱)

در یلداهای بی نهایت هر روزمانآنقدر به دنبالآرزوهای گم شده خو...

در زندگی برای هر آدمی ؛از یک روز ؛از یک جا ؛از یک نفر؛به بعد...

...برای رفتنت پاهایت کافی بودچرا یکی آمد و دستهایت را گرفت.....

...اگر به دنبالش بدویاو هم قدمهایش را تندتر خواهد کردبگذار ب...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۱۸از زبان والریا یهو تعجب کردم چر...

قاتل من 🩸🌚(آخرp)به انبار رسید از ماشین پیاده شد وارد انبار ش...

سه پارتی از سانزو‌ #پارت1خونه نشسته بودم منتظر بودم آقای سان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط