حالا که از من دورے

حالا که از من دورے
مراقب خودت باش
مراقب اشک هایت که بے من نریزند
مراقب دلت که بےمن نگیرد
مراقب خنده هایت که
بےمن کسےنبیند
مراقب دست هایت باش
چشم هایت حتے..
اینها همه اش امانت است
پــیــش تــــو
حالا که دستم
از دست هایت کوتاه است
آغـــوشـم از آغــوشـت دور
مراقب بےقرارے هایت باش
مبادا بے مَـــن کسے
آرام جــانَـت شود..
مـــبـــادا...
دیدگاه ها (۱)

یڪ دور بزن تا ڪه تـماشای تـو امـشبآغـاز ڪـند مــاه جـدیدِ قـ...

عشق؛ اتفاق نیستکه با آمدن و رفتن ها از چشم بےافتدعشق؛ تویے !...

آمدن رسمِ خودش را دارددل مے برے؛ دل مے دهےاما ماندن...امان ا...

سلام دوستاےگلم نمازوروزتون قبول حقمیشه این دوستمون و لایک کن...

افسانه‌ی گل صورتیپارت سوم | خداحافظ، قصریک ماه بعد...روزها ی...

«نگاه ممنوعه »**Part 12 — The Call** اسمش روی صفحه می‌درخشید...

افسانه‌ی گل صورتیپارت چهارم | خانه‌ای دور از قصرسه روز از فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط