باران

باران
صدای قدم های توست
که چک چک
در گوش خاطراتم می پیچد


باران
لطافت لبخند توست
که روی پنجره ی دلم می پاشد

باران تویی
و من
همان زمین رو به خشکسالی
که با قطره قطره بودنت
سبز می شوم...
دیدگاه ها (۱)

تماشای تو وقت دلبری سخت است باور کنتو را دیدن به چشم خواهری ...

می شود پیشانیت بوسید و از لبها گذشت؟می شود از دیدن چشمان زیب...

دلتنگی لجباز ترین حس دنیاست...هر چه برایش توضیح دهی, بیشتر پ...

درکنج لبت ظرف عسل بود و ندیدمچشمان تو تاراج غزل بود و ندیدمف...

تابستون رو دوست دارم اما دلم پاییزو میخواد با هوای بارونیش ب...

دلم گرفته از این روزگار بحرانی دلم گرفته خدايا نگو نمي دانيز...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط