دود این شهر مرا از نفس انداخته است

دود این شهر مرا از نفس انداخته است
به هوای حرم کرب و بلا محتاجم
چه قدر گریه کنم تا نبری از یادم؟!
در سراشیبی قبرم به شما محتاجم

شاعر: وحید قاسمی
دیدگاه ها (۱)

بیخیال هر لغت نامه،بدانعشق معنایی ندارد جز حسین

نگاهی کن به چشم بی‌قرارمکه بارانی تر از ابر بهارمفقط یک آرزو...

قصه دوست داشتنت رارج به رج بر دارِ دلم می بافمشاعر: سید سجاد...

با همه آلودگی امدوستت دارم حسیندوست داری نوکرت را،خوب می دان...

My professorChapter: 2Part: 112کمی ازش فاصله گرفتم و مشت‌های...

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط