چقدر خوشبختم !

چقدر خوشبختم !
می‌توانم عکس سیاه و سفیدِ تو را ببوسم
و باور کنم
که در آن سوی سواحل رؤیا
با تماس نابهنگام گرمایی به گونه‌ات
از خواب می‌پری ...
دیدگاه ها (۱)

چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنیتا تو می خندی خودت را در دلم ...

امشب به افتخار تو گویم غزل بیااز جنس عاشقانه نه،از جنس گله ه...

بعضی وقتها دلم میخواهدکُل خیالت را در لبهایم بگذارم ...حالت ...

لبانت قند مصری ، گونه هایت سیب لبنان راروایت می کند چشمانت آ...

سهمِ مناشتباه کردن نبود…باور کردن بود.منبه چیزهایی باور کردم...

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ۴]روز سوم و چهارم هم تقریباً به...

خدایا...سفید مطلق نیستم که مستحق بهشتت باشم؛سیاهِ مطلق هم نی...

تک پارتی✨عکس‌های قدیمی...عصر بود.ات داشت اتاق را مرتب می‌کرد...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)پارت دو(وقتی به عنوان دختری...

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

سناریو: (وقتی رنگ پوست...)(وقتی رنگ پوستت ازش تیره تره و بهش...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط