هیونلیکس

#هیونلیکس
#چندپارتی
پارت ۵

<از ویو فیلکس
بعد اینکه رفتیم خونه تمام وسایلم رو جمع کردم
اماده شدم تا برم خونه هیونجین
*یخته بعد*
وقتی رسیدم یه نفس عمیق کشیدم و در خونه هیونجین رو زدم
هیونجین در رو باز کرد
+سلام هیونی
-چه زود فکر میکردم فردا میایی
+اوه نه گفتم دیگه *با لبخند
- بیا تو بزار کمکت کنم وسایلت رو بیاری
کیفی که توی دستم رو بود رو از دستم گرفت و هر دوتا چم دونم رو بلند کرد و اورد داخل خونه
وقتی خودم وارد شدم در هم پشتم بستم
منو به اتاقی که برام درست کرد هدایت کرد
واقعا خودش برام دیزاین کرد؟
خیلی خوشگله
+ه_هیون؟
- اوه خوشت نیومد؟ خب میتونی عوض کنی
+نه این محشره *با ذوق
(شکل اتاق فیلکس)
دیوار های زد لیمویی طور بود و چند تا گل هم تو اتاق بود
هیونجین یه نقاشی از فیلکس کشیده بود و قاب کرده بود روی دیوار
تخت ، کشو و میز ها تمام سفید بودن
دقیقا مثل وایب فیلکس بود اتاقش>
+واقعا مرسی هیونن *با ذوق زیاد*
- قابلت رو نداشت
+ چه جوری توی تایم کوچیک تونستی منو بکشی؟
- راستش خیلی وقته اونو کشیدم یادته چند سال پیش بهم گفتی تورو بکشم از اون تایم اون توی اتاق خودم روی دیوار گذاشته بودم ولی الان گذاشتم توی اتاق خودتت .
به موهام توی نقاشی دقت کردم راست میگفت اونجا موهام خیلی بلند بود (موهای سال ۲۰۲۱ )
+ولی خیلی خوشگله
لبخند زد
*بازم چندین دقیقه بعد*
وسایلم رو چیدم توی اتاقم
وقتی از اتاقم زدم بیرون صدای پخت و پز به گوشم خورد
رفتم توی اشپز خونه
هیونجین داشت غذا درست میکرد
رفتم از پشت بغلش کردم سرم رو گذاشتم رو شونش
+ حالا من اومدم داری اشپزی میکنی؟
- ولی باز باید یکم جون بگیری لیکسی
+ جون دارم که بهم میگن جوجه دیگه
- ولی مثل جوجه زود نباید مریض بشی
خندیدم لپش رو ب]+و&!س کردم
لبخند زد
هر دو به هم خیره شدیم
قلبم به تپش در اومد
همیشه لبخندش حس خوبی بهم میداد
دیدگاه ها (۰)

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت۹جونگین: دوباره داری به اون تایم فکر ...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ۷(فیلکس+ هبونجین_)هیونجین داشت دوش م...

وایب لینو توی سناریو #عاشق_خونش_یا_بدنش#Stray_kids #Lee_know

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت۸<از زبون فیلیکسفیلیکس : باشه پش..به ...

part19 عشق پنهان《ویوی ات》وای دروغ گفتن چقدر سخته اههه 《از زب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط