عرق سياه پوست

عرق سياه پوست

ملا غلام سياهي داشت به نام عماد. روز عيد كه لباس نو پوشيده بود, خواست نامه
اي به يكي از دوستانش بنويسد. چند قطره از مركب به لباسش چكيد. چون به
خانه رفت زنش شروع به داد و فرياد كرد كه تو ارزش لباس نو پوشيدن را
نداري. ملا گفت: اي زن خوب بود اول سبب را ميفهميدي بعد با من نزاع
مينمودي. زن پرسيد: سبب سياه كردن لباس چيست؟ ملا گفت: امروز به ملاحظه
عيد عماد خواست دست مرا ببوسد. صورتش عرق كرده بود. قطرات عرق او به لباسم
چكيد سياه شد
دیدگاه ها (۱)

عرق سياه پوستملا غلام سياهي داشت به نام عماد. روز عيد كه لبا...

‌اگر بخاطر بیاوری، زیر درخت‌های خیابان ولیعصر، نورهای سبز و ...

اتاق ۲۱۹! اینجا جایی بود که سرنوشت مرا رقم می‌زد. این اتاق ۳...

🐇🩰روتـــــــ🩰ــــــین پوستی 🎀🌸🍃💗 ֶָ֢⃝🩵 ׁ ‌فالو بشم لطفا 😘·͙...

🐇🩰میکـــــــ🩰ــــــاپ 🎀🌸🍃💗 ֶָ֢⃝🩵 ׁ ‌فالو بشم لطفا 😘·͙*̩̩͙˚̩̥...

🐇🩰طـــــــ🩰ــــــناز 🎀🌸🍃💗 ֶָ֢⃝🩵 ׁ ‌فالو بشم لطفا 😘·͙*̩̩͙˚̩̥‌...

🐇🩰میکـــــــ🩰ــــــاپ عروس🎀🌸🍃💗 ֶָ֢⃝🩵 ׁ ‌فالو بشم لطفا 😘·͙*̩̩...

ماجراهای خانم مهاجرتی افزایش کالابرگ خانوار. #معیشت #دولت_سو...

راشا تودی ویدئویی از تمرینات رزمی بانوان ایرانی رو منتشر کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط