‏مامانم یهو بی هوا اومد گفت واقعا چرا شوهر نمیکنی؟ گفتم م

‏مامانم یهو بی هوا اومد گفت واقعا چرا شوهر نمیکنی؟ گفتم مامان جان چون نمیگیرنم



حالا این هیچی، دردش اینجاس قانع شد، رفت 😂
دیدگاه ها (۱)

امروز یه گندی زدم مامانم اومد کتکم زد بعد بهش گفتم :مامان مگ...

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌ژانر:عاشقانه،درام،تخیلی#part1نگین: هوووفف...

من : وادا... واقعا؟ واقعا ما ۱۶۰ تایی شدیم؟ * یهو بی‌هوش میش...

ادامه پارت ۱۲

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

سناریو

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

My idol

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط