همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد

همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد

خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد

#مولاناےِجان

شبتـــون خـوش دوستان جان
دیدگاه ها (۱)

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

پارت شش

(وقتی عضو نهمی و ددی نون روت کراش داره...)

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط