مزرعه که درو شد,کلاغ هم رفت؛ بيچاره مترسک احساسش را به کس

مزرعه که درو شد,کلاغ هم رفت؛ بيچاره مترسک احساسش را به کسي سپرده بود که براي نيازش تنهايي اش را پر کرده بود...
دیدگاه ها (۴)

یه پروانه ی خوشگل اومد نشست رو دستم

🔘 داستان کوتاهبلدرچینی در مزرعۀ گندم لانه ساخته بود.او همیشه...

هرچی تردست مجازی بوده درو کرده این 😅 ببینید زاویه دوربین چق...

همه رفتند و من ماندم، با دلی که مثلِ یک چمدانِ بسته، پر از آ...

#حکایت_قدیمی عقابی بر بچه گوسفند حمله آورد و او را به چنگال ...

هروقت کسی شما را اذیت کرد....

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت چهارم | پیام مرموزا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط