جیهوپ: لونا من اومدم لونا

جیهوپ: لونا من اومدم لونا
ویو جیهوپ
رفتم توی اتاق لونا دیدم یه چاقو روی میز کنار تخت هست و خونی هست پتویی هم که لونا انداخته بود روش خونی بود رفتم سمتش دیدم بیهوش هست
جیهوپ: لونااااا شوخی نکن بلند شو لطفاً
( داد و گریه )
لونا: پخخخخخ( مثلاً ترسوندش )
جیهوپ لونا رو محکم بغل کرد
هوپ: ببخشید تقصیر منه
لونا: هوپی قشنگم چرا اینجوری رفتار می‌کنی
جیهوپ همه چیز رو گفت
هوپ: اگر بخوای ولم کنی بری حق داری
لونا: هوپیییییییییی( گریه )
لونا: چرا داری چرت و پرت میگی من دوست دارم من مافیا بودنت هم دوست دارم هوپی( گریه و داد )
هوپ: باشه ببخشید گریه نکن منم دوست دارم
لونا: هوپی اگر روزی شد که دیگه دوستم نداشتی بهم بگو باشه( گریه )
هوپ: اون روز نمیاد باور کن دیگه گریه نکن
لونا: دوست دارم هوپی هوپی
هوپ: منم دوست دارم
چطور بود؟
آخرین رمانم بود
دیدگاه ها (۱۱)

پارت پانزده ویو لونا یونگی به من خیانت کرد خیلی حالم بد بود ...

چند پارتی درخواستی

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

این عشق فیک نیست پارت 5//ویوی کوک(صبح) // صبح از خواب پاشدم...

پارت سه لونا: بیاین داخلویو لونا همشون اومدن داخل و مشغول حر...

رمان دخت من

وقتی جلوشون گریه میکنیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط