تا از راه نرسیده ای

تا از راه نرسیده ای
تمامِ کارهایِ نیمِ تمامت را تمام کن
به هرکه می خواهی سر بزن
برایِ هرکه می خواهی دست تکان بده
شهر را یک دلِ سیر تنهایی قدم بردار
رسیدن به من
دستانم . آغوشم . بوسه هایم
همه چیز را رنگِ دیگری می کند
و تو
هیچ گاه خودِ دیروزت را نخواهی شناخت
رسیدن به کسی که
تمامِ روزها را به انتظار شب کرده
شب ها را با امید صبح
و برایِ هیچکس جز تو
چشمانش بی پروا سخن نگفته
همه چیز را دگرگون خواهد کرد
بگذار ساده تر بگویم
خلاصه بگویم
تو از فردایِ دیدارمان
همه چیز را با من
در من
خواهی یافت
خواهی دید!
دیدگاه ها (۱)

....به روزِ آخرت رسیده امبه روزِ نبودنتمثل ماده گرگی بی‌ جفت...

در سینه امکدام آدم خستهتپشِ عشق رابه رویای کدامین هوس باخته ...

نشسته ام ببینم؛کدام یک از ما؛ زودتر از رو میرود!من ؛ یا این ...

من بی قرارم !شاخ و دُم اگر نـــداردبـغــــض که دارد!نه قهوه....

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۷

درخواستی سفر آخر - پارت دو: سوزاتوصیه میشه با آهنگ بخونیناز ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط