رفتم که از دیـوانه بازی دست بردارم

رفتم که از دیـوانه بازی دست بردارم
تا اخم کردم مطمئن شد دوستش دارم

وا کرد درهای قفس را ... گفت : مختاری !
ترجیح دادم دست روی دست بگـذارم

#مهدی_فرجی
دیدگاه ها (۵)

نابرابر شده این جنگ، از آن می گذرم هر که پرسید کجا رفت،بگو ب...

آسودگی از محن ندارد مادر آسایش جان و تن ندارد مادر دارد غم و...

تمام شهرمان تغییر کردهدلم در خاطراتم گیر کردهبزرگی نوجوانی م...

امروز هم به رخوت بی بادگی گذشتآری گذشت! مستی دلدادگی گذشتدر ...

چند پارتی

in your eyes

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط