#عاشقت _شدم

#عاشقت _شدم
پارت ششم


تهیونگ:دیگه نتونستم جلو خودم رو بگیرم و بلندش کردم گذاشتمش رو کاناپه و شروع کردم به بوسیدمش

آت:داشتم دست تهیونگ و پانسمان میکردم که باهم چشم تو چشم شدیم و بلندم کرد گذاشتم رو کاناپه و شروع کرد بوسیدم  ولی من تو شک بودم یهو یه گاز از لبام گرفت که مجبور شدم همراهی کنم بعدنیم ساعت مزه خون و تو دهنم حس کردم و با مشت میزدم به سینش اما من در مقابل اون یه جوجه بودم اما۰۰۰۰۰۰
دیدگاه ها (۰)

#عاشقت _شدمپارت هفتآت:بد از اینکه ازم جدا شد گفتتهیونگ:عام آ...

کسی اسم این فیلم دا میدونه میشه بگه

#عاشقت _شدمپارت پنجم تهیونگ:که دیدم از تو آینه نگاهم میکردگف...

#عاشقت _شدم پارت چهارم لیا :هیچی آت:میخوای منو خر کنی بگو دی...

p10ویو تهیونگ:رفتم داخل خون به مغزم نرسید رفتم دست بورام رو ...

پارت ۴ویو ا.تگردنش رو مک زدم و خیلی آروم پیش میرفتم که یهو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط